سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ


جاده خاطره ها

غمگینم...

قد تموم هق هق های کودکی....

 


ناخوشم...

دکتر علت را..

فرو دادن بغض های زیاد تشخیص داده....


 

دستانم را بگیر و دورم کن...

از خودم...خودم...خودم...

می خواهم  تو شوم....


 

غرق شده ام...

در تو و رویای تو....

کمکم نکن...

اینگونه مردنم آرزوست....


 

تب دارم و ..

میسوزم...

بیا و بیدارم کن...

از این کابوس همیشگی...


 

پی نوشت: مسافر مشهد الرضام... دعا میکنم برای دل به کما رفته م...که تموم شه و دیگه نفس نکشه...

 


نوشتهشدهدریکشنبه 92/6/10ساعت 12:23 صبحتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

 

سخت نگیر گلکم...

اگر میخواهی نباشی، نباش...

برای من عشق بازی با همین خاطراتت هم کافیست....

 

 

نگذار...

نگذار روزی بیایی و بشنوی..:

دیر آمدی...

رفت....

گلایول و گلاب سهم من از تو نیست...

 

 

نفس میکشم عمیق...

بوی آشنا می آید...

میبینی...؟

هنوز هم عطر تو را از کیلومترها تشخیص میدهم...


 

وجود تو..

مرا از فرش به عرش میرساند...

بگذار پرواز کنم و...

شرط را به زمینیان نبازم...

گلکم....


 

 

 


نوشتهشدهدرجمعه 92/6/1ساعت 1:2 عصرتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

 

باور کن...

اگر دستات رو به دستش بسپری...

و نگاهت رو به نگاهش....

هیچ وقت کم نمیاری....

زمین نمیخوری...

یک کلمه...:

نابود نمیشی.....

 

شدم مث بچه ها...

که هی قهر میکنن و هی آشتی...

هی لج میکنن و هی منت کشی...

ولی...

تو بزرگواری کن مثل همیشه...

اینبار هم اگر قهر کردم..

دستمو ول نکن...

مثل همیشه هوامو داشته باش...

حتی اگه داد زدم...

حتی اگه بزور خواستم دستمو از دستت خارج کنم خدا....

 

خدایا.....

منو به حال من رها نکن....

 


 

 


نوشتهشدهدرپنج شنبه 92/5/24ساعت 6:9 عصرتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

 

دلت گرفته...

سردرگمی...

دلت هوای...

هوای....

خیلی قشنگه که درست روز تولدت..

مهمون حرم بی بی بشی...

دلم هوای حرم کرده....

فردا (روز تولدم) انشالله راهی قم هستم...

دعاگوی دوستان خواهم بود.....

 


 


نوشتهشدهدرسه شنبه 92/5/15ساعت 12:41 عصرتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

 

یادمه بچه  بودم و تازه به سن تکلیف رسیده بودم..

اون موقع ها ماه رمضون توی زمستون و پاییز بود...

و هوا هم سرد...

واسه سحر که مامانم بیدار میکرد یه بلوز گرم تنم میکردم که سرما نخورم...

روی بلوزم عکس دوتا خرگوش بود که گوش یکیشون خم شده بود...

شاید 9 یا ده سالم بود...

بابام همیشه سر سفره خرگوشارو نگاه میکرد و میگفته:

ئه چرا گوش خرگوشت شکسته..؟

منم هنوز غرق خواب و بهانه گیر میگفتم نشکسته خم شده..

بعد داداشمم میخندید با تمسخر میگفت نه خرگوشت گوشش شکسته...

بعد همه شون میخندیدن و منم عصبانی و بدعنق به حالت قهر غذامو میخوردم..

هییی یادش بخیر....

بابا هنوزم گاهی سراغشو میگیره و من هنوز مث بچگیا توی دلم حرص میخورم که چرا اینقدر شکسته بودن گوش خرگوشم رو به رخم میکشن...:دی

نمیدونم..گاهی میگم کاش برگردم به اون زمان... ولی زود پشیمون میشم... دوباره حس طی این همه راه رو ندارم وقتی قرار نیست چیزی تغییر کنه و حال من بهتر بشه....

وقت سحر..سحرو دعا کنید....

 

خاطرات دانشگاهم بروزه..اینجا بخونید..


 


نوشتهشدهدرچهارشنبه 92/4/26ساعت 3:16 عصرتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

 

دل من....

با دل تو زنده س....

میون بے دلے هاے آدما....

چقدر زیبا بود اگه....

ما همدل بودیم.....

بـــــانـــــــــو...

 

دنیا مکث میکنه....

زمان متوقف میشه....

وقتے که چشمات به چشمام میخنده....

وقتے برق عشق از چشمات....

مستقیم قلب منو هدف میگیره.....

بــــــــانــــــــوے من....

 

 


نوشتهشدهدریکشنبه 92/4/23ساعت 2:49 عصرتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

 

مـن نـگـاتــ مـیـکـنـم و ...

و تــــو نـاز مـیـکـنـے.....

مـن مـیـمـیـرم و ....

تــــو مـوهـاتــ رو پـریـشـون تـر مـیـکـنـے....

ایـن روزا اصـلـا فـکــر دل مـن نـیـسـتـے......

بــــانــــــو....

 

مـعـشـوقـه هـم مـعـشـوقـه هـاے قـدیـم....

ولـے نــه....

انـگـار بـے وفـایـے از قـدیـم هـم...

رسـم بـوده مـیـون مـعــشــوقـه ها....

خــیـالـے نـیـسـتـ عـزیــزم....

مـن فـرهـادم....

فـقـطـ تـــــو شـیـریـن بـمـون....

 

خاطرات دانشگاهم بروزه..اینجا بخونید

 


 


نوشتهشدهدرجمعه 92/4/14ساعت 5:7 عصرتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

 

مـگـه مـیـشـه  دنـیـا بـاشـه و تــو نـبـاشـے...

عـشـق بـاشـه و تــو نـبـاشـے...

نـفـس بـاشـه و تــو نـبـاشـے...

مـن بـاشـم و تــو نـبـاشـے....

بــــانــــو....

 

تــو ..

مـیـفـهـمـے حـرفـامـو...

نـگـاهـمـو....

دردمـو...

خـطـ بـه خـطـ نـوشـتـه هـام رو...

ولـے...

بـے تـفـاوتــ رد مـیـشـے و مـیـخـنـدے....

خـیـالـے نـیـسـتــ ...

بـــانـــــــو....

 


 


نوشتهشدهدریکشنبه 92/4/2ساعت 1:47 عصرتوسط*سحربانو*نظرات ( ) |

Design By : Pars Skin






AvaCode.64