پيام
+
*يکسال از اومدنتون به شهرمون گذشت...
ولي هنوز....
عطرتون حال و هواي شهرمون رو خوش عطر کرده....*
20 مهر 91..اولين سالروز ورود امام و رهبرمون...

داش هادي
91/8/8
*سحربانو*
خوش به حال خراسان شماليا...
مهديه...
خوشا به حالشون....:(
*سحربانو*
شما تهرانيا که...:))
*سحربانو*
که دو روز رهبر ميره يه جايي يه شعر ميگيد و اينا که ما رهبرمون رو ميخوايم..بابا بذاريد دوروز هم مال ما باشه دهعع:))
*سحربانو*
والا:))
*آسمان*
ولي واقعا وقتي ميرن سفر با تمام وجود احساس ميکنيم برکت رفته...بعضي از بچه ها به شوخي ميگن الان که يه بلا نازل بشه سرمون...به قول شاعر:نفست حافظ اين شهر گناه آلود است
*سحربانو*
:) حسوديم ميشه بهتون:)
*آسمان*
حسود! :))
*سحربانو*
:دي اگه مام يه همچين چيزي داشتيم تو هم حسود ميشدي:دي:دي
*آسمان*
اوهوم...واقعا :) // از همون شعرها که پارسال ميخوندن ملت:از دم صبح کمي اين دل شيدا تنگ است/
بي تو تهران همه جا تار و سحر بي رنگ است/
تو که يک روز زما دوري و کرمانشاهي/
قدر يک سال براي تو دل ما تنگ است.
*سحربانو*
:)) اره يادمه:) الان براي خراسان شمالي بگيد:دي
*آسمان*
الان همه کاغذ و قلم به دستن منتظرن آقا پاشو بذاره بيرون :دي
*سحربانو*
:دي تو هم تلاش کن:) تو در وصف ورود من شعر بگو:دي
*آسمان*
:)) حالا فک نکن يادمون نيستا شماها ميگفتين /
کرمانشاه:آن روز که آمدي قيامت کرديم...باشور و شعف تو را زيارت کرديم..ديگرمرو،پيشمان بمان آقا جان...ماتازه به روي ماهت عادت کرديم...
*سحربانو*
:دي بهرحال بايد جواب اين تهرونيارو ميداديم يه جوري:دي
*آسمان*
:)) آره معلوم بود گير کرده بود تو گلوتون :دي
*سحربانو*
:دي ما جلوي تهرونيا کم بياريم؟ عمرا ما بچه ي کوهستانيم!:دي
*آسمان*
:)) ما هم بزرگشده پايين شهريم...الان هم رو کوهيم :دي
*سحربانو*
:دي:دي کوه شما کجا و کوه ما کجا:دي
مسافري از ...
يه ساااااااااااااااااااااال گذشت:(
*سحربانو*
هعييي..
سيده هانا صداقت
سحر و آسمان:دييييي خدا رو شکر که آقا نه تهرانيه نه کرمانشاهي و گرنه شما چي کار مي کرديد بلکه *مشهدي اصيله*:) ...
ذره بين زنده
مادربزرگ آقا يزديه! :))))))